سرمشق -( ساعت انشاء بود و چنین گفت معلم با ما )
تبلیغات
تبلیغات

کد رهگیری برای دانلود فایل اشعار


آمار سایت

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند

جستجو

حاضرین در سایت

ما 913 مهمان آنلاین داریم

سرمشق -( ساعت انشاء بود و چنین گفت معلم با ما )

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

ساعت انشاء بود
و چنین گفت معلم با ما:
"بچه ها گوش کنید
نظر من این است
شهدا امیدند"
دانش آموزی گفت:
"شهدا خنده به لب ها آرند
چون کبوتر در اوج
مثل گل ها
شادند"
کسی دیگر گفت:
"مهرشان پروسعت، بی تخمین
چون دریاست"
و صدایی برخاست :
"که شهید چون شمع
خانه را روشن و پر نور نگه می دارد

و معلم آرام
چون پرستو بر بام
چند خط دور تر از بسم الله
باز بر تخته نوشت:
"شهدا سرمشق اند
در میان دفتر
نامشان شاید نه
راهشان خواهد ماند"

شاعر:زینب سوزنچی
با احترام به مرحوم سلمان هراتی

آخرین مطالب