تبلیغات

کد رهگیری برای دانلود فایل اشعار


آمار سایت

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند

جستجو

حاضرین در سایت

ما 1810 مهمان آنلاین داریم

شعر شهدا گمنام -( پرستوی مهاجر رفت و دگر نیامد )

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

پرستوی مهاجر رفت و دگر نیامد
این انتظارِ سنگین آخر به سر نیامد

گویند این پرستو بال و پَرش شکسته
از سرنوشت و حالش ما را خبر نیامد

از او که سوخته یکسر در شعله های آتش
یک تکه استخوان هم از دست و سر نیامد

چشمانِ خسته ی ما دائم به انتظار است
از راست دیده ی ما نورِ بصر نیامد

صبر و توان نمانده ما را از این جدایی
این شامِ سردِ ما را آخر سحر نیامد

از جسمِ چاک چاکت دیگر نشانه ای نیست
جز آهِ سرد ما را از سینه بر نیامد

ما مانده ایم اینجا، او در هوای دیدار
باجانِ عاشقِ خود رفت و دگر نیامد

شاعر : هستی محرابی

آخرین مطالب