هفتاد و دو سر ،(عشق یک سینه و هفتاد و دو سر میخواهد) -( با من از دار مگو سابقه ام بسیار است )
تبلیغات
تبلیغات

کد رهگیری برای دانلود فایل اشعار


آمار سایت

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند

جستجو

حاضرین در سایت

ما 1326 مهمان آنلاین داریم

هفتاد و دو سر ،(عشق یک سینه و هفتاد و دو سر میخواهد) -( با من از دار مگو سابقه ام بسیار است )

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 4
ضعیفعالی 

با من از دار مگو. سابقه ام بسیار است
این کَرَت نوبت عصیان کدامین دار است؟
چارده قرن بگو باز فرو بارد تیغ
و برای سر من جایزه بگذارد تیغ
مرد و مردانه سر حرف نخستین هستم
بشکند روزی اگر عهد شکستم دستم

قلمم زخمی زجر است و جراحت دارد

هر سکوتی پس از این زخم قباحت دارد
خواب ماندیم و سحر پشت سفیدی گم شد
فکر نان آمد و سرگرمی ما مردم شد
قحط مرد است و شب از هر چه که سلمان خالی
دستهامان اگر از پینه پر،از نان خالی
ابر و باد و مه و خورشید و فلک سر درگم
همه ی طایفه در باور و شک سر در گم
بخدا سینه ام از جور رفیقان خون است
جگرم خسته از این قریه ی بی قانون است
بغضم این بار دعا کردم و از هم پاشید
تیغ دستم بدهید و همه شاهد باشید
آب از آب سرانجام تکان خواهد خورد
وقفس بر سر صاحب قفسان خواهد خورد
عشق یک سینه و هفتاد و دو سر میخواهد
بچه بازیست مگر عشق؟جگر میخواهد
سمت پاهای پر از پینه بیا برگردیم
آی هم قصه ی دیرینه .بیا برگردیم


((جشنواره ی شعر دانش آموزی))
((اردوگاه میرزا کوچک خان-1373))

شاعر : جواد اسلامی

آخرین مطالب