تبلیغات

کد رهگیری برای دانلود فایل اشعار


آمار سایت

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند

مرغ سحر -( پدرم رفته سفر می آید )

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

پدرم رفته سفر می آید
به خدا بوی پدر می آید

گل بریزید به ویران امشب
آخر از یار خبر می آید

چون لب لعل لبش شیرین است
با لبی پر ز شکر می آید

هر کجا سنگ ببارد از بام
عمه ام مثل سپر می آید

گر بریزد به سرم آتش و خاک
از پسش یک تنه بر می آید

زجر هر جاست به سمتش نروم
که از او بوی خطر می آید

دست سنگین و سیاهش مثل
پاره سنگی به نظر می آید

کاش می گفت کسی در گوشش
کن از این کار حذر، می آید

بی حیایی ز کنیزی دم زد
از دل زار شرر می آید

هر کتک خورده این راه چرا
به سوی راس قمر می آید

ضعف غالب شده از بوی غذا
که ز هر کوی و گذر می آید

عکسی از چهره خود را دیدم
به نظر شکل دگر می آید

پدر آمد نه طبق بود نه تن
بوی این عطر ز سر می آید

پرت کردند سر بابا را
همرهش خون ز جگر می آید

که زده سنگ جفا بر رویت
پدر این گونه مگر می آید؟

چه شد ای همسفر خاک نشین
که ز چشم تو گهر می آید

در غم دختر مظلوم حسین
ناله مرغ سحر می آید

 

شاعر : جواد کلهر

آخرین مطالب