روضه حرکت کاروان از کربلا -( نبریدم! پسر مادرم اینجا مانده )
تبلیغات
تبلیغات

کد رهگیری برای دانلود فایل اشعار


آمار سایت

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند

روضه حرکت کاروان از کربلا -( نبریدم! پسر مادرم اینجا مانده )

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 

نبریدم! پسر مادرم اینجا مانده
پنج تن یک تنه بر دامن زهرا مانده

 هیچ کس نیست که بالای سرش گریه کند
مونس بی کسی من تک و تنها مانده

 کاش میشد که لباسی برسانم به تنش
آبروی همه عریان روى صحرا مانده

 بین یک گونی کهنه سر او را بردند
ته گودال ولی پیکر او جا مانده

ساربان داد مزن ما کس و کاری داریم
ساربان راه مرو همسفر ما مانده

 چند باری شده گم کرده ام او را اصلاً
بس که از دور تنش مثل معما مانده

 باز چشمش به که افتاد که غش کرد رباب؟
بازهم آمده این حرمله ى وا مانده

برسانید خبر را به علمدار حرم
چادر زینب تو زیر لگدها مانده

ناقه زانو زده تا اینکه سوارش بشوم
چشم من سمت علی اکبرم اما مانده

شاعر : سید پوریا هاشمی

آخرین مطالب