تبلیغات

کد رهگیری برای دانلود فایل اشعار


آمار سایت

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند

جستجو

حاضرین در سایت

ما 2122 مهمان آنلاین داریم

ازدواج دو نور -( سلام خالق انجم به دو انسان بی همتا )

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

سلام خالق انجم به دو انسان بی همتا
درود حضرت حق بر علی و حضرت زهرا
دو دریا راست یک گوهر که واصل شد به یک خاتم
که گوهرها پدید آید دو هم سنگ و دو همسر را
بود جشن عروسی دو شهپر از بر خالق
دو روح روح ‌پرور را دو قرص ماه شد پیدا
نبی دارد اگر سبطی خدا آرد ورا کفوی
کسی لایق نباشد جز علی بر دختر بطها
دو عاشق در تشابه چون ندارد مثل و مانندی
دو مینا و دو سیما رو دو شمع بزم جانها را
علی دامادیت بادا مبارک چون خدا کرده
به عرش حق بساط خطبه عقد تو را بر پا
بود کفو علی زهرا بود زهرا ورا همتا
شده خرسند از این همسری شخص علی عالی اعلا
چه دامادی بود حیدر کمان ابرو و سیمین رو
عروس خانه او شد دگر انسیه الحورا
ببوید سینه و دستش اگر پیغمبر خاتم
کز آن نفخه کند او جنت تجری من الانهار را معنا
سراسر خیر باشد زندگانی علی و فاطمه هر دم
اگر امشب نمود او هدیه پیراهن که سائل را کند یارا
دری واشد به بیت نور از یمن قدوم او
ملائک ایستاده تا نهد زهرا بر آن در پا
اگر امشب سماوات و زمین مسرور و شادانند
بود گلبانگ تکبیری ز هر گلدسته ای برپا
گر امشب عرشیان نازند بر زهرا و پیغمبر
علی گردیده داماد نبی مرسلین ما
از آن روزی که خلقت نقش بسته بر گل هستی
خدا اعطا نموده سروری چون تو به ما فیها
کمالاتی که قرآن کرده توصیفش ز یک انسان
فضیلت های قرآن را تماما او بود دارا
نخواهد سایش قندی ز بیت المال بر عقدش
کسی که لرزه افتد بر تنش زآه یتیم بی کس و تنها
ندارد بیم از سختی نخواهد خواب و آسایش
بود کارش زراعت در دل صحرا و در گرما
به پای نخلها هر شب ز خوف حق چنان گرید
که شیرینی بزم او بُوَد شیرین ترین خرما
محمد، فخر عالم گر بود حیدر وصی اوست
خدا فخریه دارد بر علی و همسرش زهرا
علی نازد تو را دارد نبی نازد بر این مولا
امانت بوده دختی که فدای او شود بابا
دودستی که به دست هم نبی و مرتضی دادند
بود دستی که در روز غدیرخم رود تا عرش حق بالا
کسی که دست او باشد عنان عالم هستی
ندارد غیر یک اسب و کله خود و سپر اما
سپر را می فروشد تا کند مهر رخ زهرا
ولی زهرا به پشت در کند سینه سپر خود را
به دختر مادرش باشد انیس و مونس و همدم
ولی خالی بود جای خدیجه مادرش گویا
در آن ساعت که ثانی ضربتی بر سینه وارد کرد
نباشد محرمی غیر از کنیز خانه و اسما
کسی که بود مهر او دو نهر و دو فرات چشم
چرا پس تشنه جان داده حسینش در صف اعدا

 

شاعر : جواد کلهر

آخرین مطالب