• دوشنبه 3 اردیبهشت 97

یا صاحب الزمان (عج) -( دست خالی آمدم تا در به رویم وا کنی )

1078
3

دست خالی آمدم تا در به رویم وا کنی
طعم آغوش خودت را بر دلم معنا کنی
بار بستی از دلم رفتی که آواره شدم
می شود خود را دوباره در دل من جا کنی؟
زهر هجرت کار من را ساخت ، افتادم زمین
لحظه ای پیشم بیا تا که مرا سرپا کنی
روز های بی کسی سرد است ، سرما خورده ام
دست هایم را بگیر تا روزیم گرما کنی
در میان کوچه های نفس و دنیا گم شدم
نور بر قلبم بتابان تا مرا پیدا کنی
بی خیال از تو درون شهر در آرامشم
کاش من را بی قرار جاده و صحرا کنی
من قصی القلبم و عصیان به من رو می کند
یک نگاهم کن که من را مرد با تقوا کنی
آنقدر برخورد تو خوب است بد عادت شدم
می شود یکبار با این بی وفا دعوا کنی؟؟
آبرویی می دهند تنها به عبد فاطمه
می زنم ناله مرا هم نوکر زهرا کنی
کاش می شد نام من هم جزء زوار الحسین
برگ دعوت را فقط باید خودت امضا کنی

محمدسعید طالبی

  • جمعه
  • 3
  • دی
  • 1395
  • ساعت
  • 13:5
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران