• سه شنبه 24 مهر 97


اشعار مهدوی,(اگر چه دورم ای مولا ز کویت)

3151
10

اگر چه دورم ای مولا ز کویت
ولی دارم همیشه گفتگویت
خدا داند که من ای جان جانان
بگردم مو به کو در جستجویت

 

به صبح جمعه ای مولا دهم گوش
که بلکه بشنوم صوت نکویت
چه می شد ای گل زیبای نرجس
دمی من هم نشینم روبرویت
شود روزی خداوند تبارک
نشان ما دهد آن خلق و خویت
شود لب تشنگان جام وحدت
بنوشند جرعه ای ز آن آب جویت
به جان تو قسم کل جهان را
عوض کی می کنم بر تار مویت
اگر عطری بود اندر گل یاس
بود یک ذره از آن عطر و بویت
شود آیا که این مخلوق عالم
به این زودی همه آیند به سویت
شود آقا به این زودی ببینم
فنا و ذلت جمله عدویت
شنیدم اشک می ریزی شب و روز
برای عمه و جد و عمویت
دعا کن(کردیا)از آب کوثر
دم رفتن بریزند بر گلویت

 

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:3
  • نوشته شده توسط
  • جواد

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران