• چهارشنبه 5 اردیبهشت 97

شب تاسوعا -( بدون تو شب و روزم نمی شود سپری )

1177
1


بدون تو شب و روزم نمی شود سپری

به جز تو از تو نداریم خواهش دگری

 

 به عمق داغ تو واقف نگشته سوخته ایم

همین قَدَر که شنیدیم روضه ای گذری

 

 نه شعر که سخن ساده پیش تو سخت است

به غیر گریه ندارم برای تو هنری

 

 ز اشک دیده خود کسب معرفت کردم

تو را شناخته ام با مبانی نظری

 


 اگر غلط نکنم اوج سرّ لولاکی

طفیل هستی عشقند آدمی و پری

 

 اگرچه یوسفی اما من به شیوه ای دیگر

من آمدم سر بازار تو مرا بخری

 

 زهیر را وسط خیمه اش ز خود بردی

نمی شود بروی جایی و دلی نبری

 


 از آن زمان که دم علقمه قدت خم شد

شده ست مبدا تاریخ هجری قمری

 

شاعر : محمد رسولی

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:3
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران