• چهارشنبه 5 اردیبهشت 97
 سید پوریا هاشمی

اشعار شب تاسوعا روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( یاعلی!پهلوان ما رفته )

1374
1

یاعلی!پهلوان ما رفته

ماه از آسمان ما رفته

جان نداریم جان ما رفته

ساقی خاندان ما رفته

 

رفته تا با شتاب برگردد

آب با مشک آب برگردد

 

قوم و فامیل زحمتش دادند

نیمه شب برگ دعوتش دادند

آشناهاش غربتش دادند

پیش زینب خجالتش دادند

 

یک امان نامه شرمسارش کرد

تا خود صبح بیقرارش کرد

 


تا شنیده عمو عموهارا

زده بر دوش آرزوهارا

تا کمی تر کند گلوهارا

بخرد کل آبرو هارا

 

بچه ها آمدند راهی شد

آنقدر رو زدند راهی شد

 

تیرها ریختند بر بدنش

از نوک پا گرفته تا دهنش

پاره پاره شدست پیرهنش

سوختم پابه پای سوختنش

 


شک ندارم که او نظر خورده

شاخ شمشاد ما تبر خورده

 

تکیه قرص من زمین افتاد

با چه وضعی ز صدر زین افتاد

رد نیزه روی نگین افتاد

روی پیشانیش که چین افتاد

 

گرزی آمد سرش چه غوغا شد

گره بین ابرویش وا شد

 

ای علمدار من چه کم شده ای

سرو بودی چقدر خم شده ای


بروی نیزه ها علم شده ای

روضه باز این حرم شده ای

 

مادرم مادرت شده عباس

چادرش بسترت شده عباس

 

بی تو فکر اسارتند همه

بچه ها بی حمایتند همه

زخمی از هتک حرمتند همه

لشکری فکر غارتند همه

 

امنیت دور خواهرم رفته

 چشمهاشان سوی حرم رفته

شاعر : سید پوریا هاشمی

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:5
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران