• پنج شنبه 6 اردیبهشت 97

شعر سینه زنی امام موسی کاظم(می چکه خون از چشم ترم)

2289

می چکه خون از چشم ترم
دل رضا شد پرپر
برای موسی بن جعفر
بی خبر از كرم خدا
كسی كه دلشو به تو نداده
بركتی از وجود شما
كرم رضا وجود جواده
یه گوشه ی چشمت
از سر عالم زیاده
دوباره اشكم شراره شد
جگرم پاره پاره شد
كه می زنم به سینه
به بند عشقت شدم اسیر
بیا و دستمو بگیر
كه حاجتم همینه
مسافری كه خودش میدونه
اسیر غربت می مونه
دلش پریشونه
تا وقتی كنج زندونه
دلبر دل پیر و جوونه
یوسفی كه اسیر دل چاهه
توی سكوت خلوت دلش
رنگ شب و روزا همه سیاهه
برا دیدن جمال رضا
با هر نفس چشم براهه
با پیكر سرد و بی رمق
با چشمای رنگ شفق
داره دعا می خونه
میون تاریكی فقس
برای آخرین نفس
تو فكر آسمونه
شبم به نام تو رؤیایی شد
روزی من شیدایی شد
دلم هوایی شد
با تو دلم دریایی شد
منم اونی كه همه وجودم
تو دام یه نگاه تو اسیره
رها می كنه همه عالمو
گدایی كه دامنتو بگیره
پیش وسعت سفره ی شما
هزار تا حاتم فقیره
دلی كه تنگه خدا شده
اسیر كربلا شده
میون كاظمینه
كلید دل بردن از شما
كلید قلب شیعه ها
یه ذكر یا حسینه
 

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 4:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران