• جمعه 7 اردیبهشت 97

مدح امام سجاد(ع)(ما را نوشته اند خمار نگارها)ح

2007

 ما را نوشته اند خمار نگارها
سوزانده اند بین شرار نگارها
عشاق یار میثم تمّار میشوند
خود را کشانده اند به دار نگارها
((آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند))
ماندند در شگفت عیار نگارها
جبریل نیز بال صعودش شکسته است
وقتی که تا خداست گذار نگارها
رو دست خاک کرب و بلای حسین نیست
اصلا مقدس است دیار نگارها
این هست تا قیام قیامت بدون شک
:این هست تا همیشه شعار نگارها
 فأکثروا الدعا لظهور امام عشق
تا جلوه گر شود به قیامش تمام عشق
سجاده باز کردی و نوری بلند شد
زلفی تکان تو دادی و دل در کمند شد
این چه کرشمه ای است که میبارد از رخت
لبخندتان ملیح و چه بابا پسند شد
دیدیم وقت جود تو حاتم رسیده بود
او هم فقیر لطف تو و مستمند شد
نوکر شدن به کوی تو ارباب زادگی است
سر هر که ریخت پای شما سربلند شد
دیدیم در تلاوت آیات چشمتان
با غمزه ی تو یوسف مصری به بند شد
یک "یاحسین" هست و سپس هق هق و سرشک
اصلا حیات آینه بر این روند شد
از بر نموده ایم الفبای عشق را
با جان خریده ایم بلایای عشق را
ای پیر سالکان حقیقیّ تا خدا
بالم بده برای پریدن به نا کجا
لقمان که خویش مسأله آموز بوده،شد
پا منبریّ مکتب بوحمزه ی شما
باران نیامده تو بگو تا غلامتان
بهر دعا بلند کند دست خویش را
تا بیست و پنج مرتبه نایل شدی به حج
با زخمهای سلسله افتاده روی پا
گویا رگ بریده ز تو بوسه میگرفت
وقتی نشست روی لبت خاک کربلا
این چشمهاست منتظر روضه خوانی ات
ما را ببر به روز دهم بین خیمه ها
از هر طرف بلند شده آه و ناله ای
آتش گرفته دامن طفل سه ساله ای
شاعر: توحيد شالچيان ناظر
 

  • پنج شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران