• جمعه 7 اردیبهشت 97

شعر مدح امام سجاد(ع) -( تا قبله پرواز دل توحیدی ماست )

1642

تا قبله پرواز دل توحیدی ماست
صبح طلوع چشمه ی خورشیدی ماست
بانگ اذان مغرب شهر ستاره
ما را هوایی حرم کرده دوباره
در میکده شور صبوی وصل دارم
عطر بقیع و آرزوی وصل دارم
اشک دل مست مرا عیبی نگیرید
کوتاهی دست مرا عیبی نگیرید
من عاقبت بر پای او سر می گذارم
لب بر لب شبهای ساغر می گذارم
پر می کشم تا آسمان سجده هایش
میل تیمّم کرده ام از خاک پایش
ای مصحف زهرا نهان در مصحف تو
آلاله های سرخ حیدر در کف تو
تو قبله را شور عبادت آفریدی
در سجده ات نور عبادت آفریدی
ای آسمان چشم گریان از تو سیراب
ای نخل های بیت الاحزان از تو سیراب
خاک عبور فاطمه عطر تو دارد
روح عبادات همه عطر تو دارد
کی از نفس های میان روضه هایت
کی از نگاه سبز شبهای دعایت
از نافله های بلند کربلایت
یا از نگاه اشکیِ در روضه هایت
مرغ دل ما را کبوتر می کنی تو
ما را اسیر دام دلبر می کنی تو

دلهای ما را می کنی آئینه دارت
پرهای ما را می گشائی تا کنارت
ما بالهای بیکران را از تو داریم
پروازهای آسمان را از تو داریم
تو آن دعای مستجاب اهل بیتی
پیغمبر صاحب کتاب اهل بیتی
چشم تو در باغ خودش خورشید دارد
نام تو در ذات خودش توحید دارد
بالاتر از اوج پریدنهاست بالت
یعنی به ذهن ما نمی گنجد کمالت
خورشیدها در خاک پایت ریشه دارند
شبهای طورم در دعایت ریشه دارند
محراب در بند مناجات شبت بود
سجاده هم دنبال یارب یاربت بود
حال تبت جبریل را بیمار کرده
بیماریت یک ایل را بیمار کرده
***
دیشب به همراه غزل پرواز کردم
بار سفر در شهر چشمت باز کردم
باغ تو را تصویر شهر درد دیدم
همراه تو یک لشگر نامرد دیدم
دیدم نشستی اشکها را قاب کردی
زنجیرها را در غمت بی تاب کردی
در خاطراتت باغ نیلوفر نشاندی
یک کربلا داغ علی اصغر نشاندی
گفتی جفای حرمله آتش به پا کرد
آتش به جان خیمه های هل اتی کرد

شاعر : علی اشتری

  • دوشنبه
  • 11
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 6:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران