• جمعه 7 اردیبهشت 97

غزل امام سجاد(ع) -( در سجده های خویش اگر چشم تر کنی )

1894

 در سجده های خویش اگر چشم تر کنی
سجاده های هستی را شعله ور کنی
بی شک ستون هفت فلک می شود اگر
دستی از آستین نیایش به در کنی
داود، طفل مکتب آوای سبز توست
تا در صدای مرثیه خوانش اثر کنی
برخیز ای پرستشِ توحید ، عبد تو
باید جهان بی خبری را خبر کنی
آنقدر خطبه خطبه ، دعا در دعا شوی
آنقدر خون بباری و قرآن به سر کنی ،
تا خشت خشتِ ظلم و ستم را هر آینه
در کاخ های معرکه زیر و زبر کنی
سجاده را که پیرهن عصمتت شده
پرچم برای قصه ی این خیر و شر کنی
یعنی به رغم نعره ی مستانه ی ستم
گوش زمانه را ز "مناجات" کر کنی
باید که روزگار بترسد ز کفر خویش
او را از آه نیمه شبت بر حذر کنی
ای وای بر زمانه ی "لبّیک ناشناس"
"سجاد" اگر تو باشی و نفرین اگر کنی...
 

شاعر : سودابه مهیجی

  • دوشنبه
  • 18
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران