• چهارشنبه 5 اردیبهشت 97

شعر ولادت امام سجاد(ع) -( کعبه شد سر زلفت دل به سجده افتاده )

1414
1

کعبه شد سر زلفت دل به سجده افتاده
لحظه ای کنارم باش در فضای سجاده
در سحر دو چشمانت باب اشک بگشاده
غربتی غریبانه نیمه شب تو را داده
در مسیر بی دردی ظلمتی فراگیرم
از نم سرشک تو آمدم بقا گیرم
نخل دلکش طوبی از غمت ثمر دارد
با اصالت نامت آه ما ثمر دارد
هر که شد مناجاتی بهره از سحر دارد
بی گمان نگاه تو بر دلش نظر دارد
صاحب دل مایی خالق دعایی تو
منشاء گل مایی سیّد البکائی تو
آزادی تو ممزوج با غم و بلا باشد
دل را که حریم توست بیگانه چرا باشد؟
شاهد مناجاتت چون ارض و سما باشد
باید که دعای تو مقبول خدا باشد
بر بندگی ات تا حشر حیّ ازلی نازد
چون شیعه، خدایش هم بر آل علی نازد
تو اسوه ی تقوا نه سر منشاء تقوایی
در سجده ثناگوی شهزاده ی لیلایی
با دست علی مامت شد شیعه ی زهرایی
شد مفتخر ایران از همشهریِ والایی
روح توبه هستی تو نفس آیه ی تطهیر
هر رکن نمازت را گفته هر ملک تکبیر
ای قرین لبهایت گوهر دعا سجاد
لحظه لحظه ی عمرت خلق هل اتی سجاد
بستر وفا سجاد معدن سخا سجاد
روح لافتی سجاد یا حبیبنا سجاد
خود فناء فِی اللهی ربّ متقین هستی
در ثنای تو این بس زین العابدین هستی
در خلقت ما نامت مقصود و دلیل آمد
هویِ سحرت ما را عمری است کفیل آمد
بر نم نم اشک تو یعقوب دخیل آمد
تا از تو بها گیرد با ندبه خلیل آمد
انبیا گرفتارت سائلان بازارت
از حق همه می جویند یک فرصت دیدارت
از خطبه ی غرّایت هر تبکده ویران شد
با فیض دعای تو هر دلشده سلمان شد
الشام مگو دیگر دل زار و پریشان شد
تو دیده ای آن مه را کز نیزه نمایان شد
ای نهضت عاشورا مدیون کلام تو
باشد دل زینب هم مرهون مرام تو
آسمان و شبهایش با غمت هماهنگ است
در صحیفه نجوایت لهجه ای خوشاهنگ است
در رثای درد تو صد صحیفه خونرنگ است
میل کربلا دارم سینه ام چو دلتنگ است
عمری است که مجنون لیلای بقیعم من
شادم که پرستوی شیدای بقیعم من
کاروان آل الله سوی کوفه مهمان بود
سجده های خون بود و یک گلوی عطشان بود
پیکری بدون سر در تب بیابان بود
جای بوسه پیدا کن بر تنی که عریان بود
تازیانه با جسم خسته در تلاقی بود
خواهری کبودین در جستجوی ساقی بود
نینوای پر دردی دیده ای تو هر غم را
ناقه ناقه می جوید خواهر محرم را
شانه زن که مب یاشد گیسوان درهم را
ناله ی تو آتش زد گریه ی محرم را
صدق نوکری امشب از کرم عطایم کن
سیّدی تو راهیِ حجّ کربلایم کن

 

شاعر : احسان محسنی فر

  • دوشنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران