• سه شنبه 4 اردیبهشت 97
 امیر عظیمی

شعر وداع با شهدا -( خداحافظ ای عرش افروخته )

5773
18

خداحافظ ای عرش افروخته
خداحافظ ای سینه ی سوخته
خداحافظ ای ماه گلگون کفن
خداحافظ ای پاسدار وطن
خداحافظ ای خون جوش آمده
علی اکبر لاله پوش آمده
خداحافظت ای شهیدخدا
خداحافظ ای مقتلت کربلا
تو در راه ایمان خدایی شدی
حسینی شدی، کربلایی شدی
میان نبرد حق و اهرمن
تو ای لاله ی پاسدار وطن
تنت غرق خون شد به دامان دین
سرت رفت از دست ای مه جبین
ببین زیر تابوتت ای پاسدار
جوانان چگونه شدند داغدار
پدر را ببین خرمنش سوخته
ببین از غم تو رخ افروخته
دل مادرت از غمت خون شده
رخ خواهرت رود جیحون شده
تو ای بوستان و گلستان من
شهید غزل های دیوان من
ببین شعر من باز خونین شده
قلم در غمت لاله آگین شده
دل آسمان در غمت گریه کرد
بیاد تن بی سرت گریه کرد
زمان وداع تو ای جانِ جان
سرودند قلب زمین و زمان
سلام ملائک نثار شهید
خداحظ ای پاسدار شهید

شاعر : امیر عظیمی

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران