• پنج شنبه 6 اردیبهشت 97

قوم برتر -( هر شب گـدايِ خانه ي موسي ابن جعفريم )

1382
2

هر شب گـدايِ خانه ي موسي ابن جعفريم
از خانه اش طعامِ كريمانه مي بريم

نامش ميانِ سينه ي ما حَك شد از ازل
ما نامِ او به نزدِ اجانب نمي بريم

صدها نبي غلامِ شَهنشاهِ كاظمين
عمري بود كه نوکرِ اربابِ محشریم

بابُ الحوائج است و نگه ميكند به ما
همواره با نگاهِ طبيبانه بهتريم

آقاي ما به ما نظر از لطف ميكند
ما ذره ايم و بر همه دُردانه ها سريم

وقتي كه شيعه گشته بلا بر حراميان
معلوم ميشود كه همان قومِ برتريم

در راهِ شیعه ، ما نشناسيم سر به تن
در راهِ شیعه ، ما همه يارانِ حيدريم

هم بي قرارِ روضه ي موسي ابن جعفر و
هم بي قرارِ روضه نشينانِ مادريم

در كاظمين بي سر و سامانِ اين پدر
در قُم غلام و حلقه به گوشانِ دختريم

بهتر ز اين نديده جهان صحنه اي كه ما
پَر پَر زنان به سويِ رضا چون كبوتريم

ما عاشقانِ مُردنِ در راهِ مكتبيم
در راهِ عشقِ آلِ علي جمله بي سريم

گر سينه پر شد از غمِ اولادِ مرتضي
مديونِ لطف و پاكيِ دامانِ مادريم

شاعر : سیروس بداغی

  • یکشنبه
  • 15
  • فرودین
  • 1395
  • ساعت
  • 18:12
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران