• چهارشنبه 25 مهر 97


شعر شهادت مولا علی (ع) -( اشک می ریخت شب تار علی(ع) تنها بود )

1083

اشک می ریخت شب تار علی(ع) تنها بود        

ریسمان – کوچه – غم یار- علی (ع)تنها بود


همه بودند در آن کوفه ی نامرد و زبون

بنده ی درهم و دینار ... علی(ع) تنها بود


کو نشانی ز ابوذر و اویس قرنی...؟

مالک اشتر و عمار...؟  علی(ع) تنها بود               


کوفه در غفلت و افسوس در آن شهر نداشت

خطبه های تو خریدار ... علی(ع) تنها بود


همه هستی او پشت درسوخته ...  سوخت ...

ناله می زد در و دیوار علی(ع) تنها بود


نیمه شب ها و مناجات غریبانه و چاه

در غم آن همه سردار علی(ع) تنها بود


چاه – ای چاه ...  فدایت که تو هم فهمیدی

در فراق غم دلدار علی(ع) تنها بود


قلب ها غرق نفاق و تب دنیا طلبی

کوفه در خدعه گرفتار علی(ع) تنها بود


مارق و ناکث و قاسط همه درگیر نفاق

در پس فتنه ی اشرار علی(ع) تنها بود


گریه می کرد در آن سجده ی آخر محراب            

به دم حیدر کرار علی(ع) تنها بود


حسنم گو به یتیمان که حلالم بکنند

که در این کوفه ی بیمار علی(ع) تنها بود


این چه تشییع غریبی است ملک می خوانند  

شاه بی لشگر و بی یار ... علی (ع)تنها بود


سر در عرش نوشته است ... خدا می داند

به اباالفضل علمدار علی (ع)تنها بود


نعیمه  امامی – 14تیر 1394

علی(ع) تنها بود


اشک می ریخت شب تار علی(ع) تنها بود        

ریسمان – کوچه – غم یار- علی (ع)تنها بود


همه بودند در آن کوفه ی نامرد و زبون

بنده ی درهم و دینار ... علی(ع) تنها بود


کو نشانی ز ابوذر و اویس قرنی...؟

مالک اشتر و عمار...؟  علی(ع) تنها بود               


کوفه در غفلت و افسوس در آن شهر نداشت

خطبه های تو خریدار ... علی(ع) تنها بود


همه هستی او پشت درسوخته ...  سوخت ...

ناله می زد در و دیوار علی(ع) تنها بود


نیمه شب ها و مناجات غریبانه و چاه

در غم آن همه سردار علی(ع) تنها بود


چاه – ای چاه ...  فدایت که تو هم فهمیدی

در فراق غم دلدار علی(ع) تنها بود


قلب ها غرق نفاق و تب دنیا طلبی

کوفه در خدعه گرفتار علی(ع) تنها بود


مارق و ناکث و قاسط همه درگیر نفاق

در پس فتنه ی اشرار علی(ع) تنها بود


گریه می کرد در آن سجده ی آخر محراب            

به دم حیدر کرار علی(ع) تنها بود


حسنم گو به یتیمان که حلالم بکنند

که در این کوفه ی بیمار علی(ع) تنها بود


این چه تشییع غریبی است ملک می خوانند  

شاه بی لشگر و بی یار ... علی (ع)تنها بود


سر در عرش نوشته است ... خدا می داند

به اباالفضل علمدار علی (ع)تنها بود


نعیمه  امامی – 14تیر 1394


علی(ع) تنها بود


اشک می ریخت شب تار علی(ع) تنها بود        

ریسمان – کوچه – غم یار- علی (ع)تنها بود


همه بودند در آن کوفه ی نامرد و زبون

بنده ی درهم و دینار ... علی(ع) تنها بود


کو نشانی ز ابوذر و اویس قرنی...؟

مالک اشتر و عمار...؟  علی(ع) تنها بود               


کوفه در غفلت و افسوس در آن شهر نداشت

خطبه های تو خریدار ... علی(ع) تنها بود


همه هستی او پشت درسوخته ...  سوخت ...

ناله می زد در و دیوار علی(ع) تنها بود


نیمه شب ها و مناجات غریبانه و چاه

در غم آن همه سردار علی(ع) تنها بود


چاه – ای چاه ...  فدایت که تو هم فهمیدی

در فراق غم دلدار علی(ع) تنها بود


قلب ها غرق نفاق و تب دنیا طلبی

کوفه در خدعه گرفتار علی(ع) تنها بود


مارق و ناکث و قاسط همه درگیر نفاق

در پس فتنه ی اشرار علی(ع) تنها بود


گریه می کرد در آن سجده ی آخر محراب            

به دم حیدر کرار علی(ع) تنها بود


حسنم گو به یتیمان که حلالم بکنند

که در این کوفه ی بیمار علی(ع) تنها بود


این چه تشییع غریبی است ملک می خوانند  

شاه بی لشگر و بی یار ... علی (ع)تنها بود


سر در عرش نوشته است ... خدا می داند

به اباالفضل علمدار علی (ع)تنها بود

شاعر : نعیمه امامی

  • سه شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 12:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران