• جمعه 7 اردیبهشت 97

امام سجاد(ع) -( سی چهل سال است ، چشم تر عذابم میدهد )

684

سی چهل سال است ، چشم تر عذابم میدهد
سی چهل سال است ، غم ، یکسر عذابم میدهد

ابرِ باران زا ببینم ... ابرِ باران زا شوم
قحط آب و خشکیِ حنجر عذابم میدهد

کاسه ی آبی ببینم ، اشکباران میشوم
غصه های مشک آب آور عذابم میدهد

فکر و ذکر نیزه زار و نیزه دار و ، نیزه ای ..
که به آن بسته شده یک سر ، عذابم میدهد

کودک نوزاد ، میبینم ، دلم خون میشود
فکر حلقوم علی اصغر عذابم میدهد

در میان این همه قاتل که دیدم کربلا 
خنده های حرمله بدتر عذابم میدهد

از میان داستانهای کتاب الله ، هم ...
قصه ی یعقوب پیغمبر عذابم میدهد

یاد کردم باز ، از یوسف ، ولیکن غصه ی 
یوسف لیلا ... علی اکبر ، عذابم میدهد

آه ... ، از آن لحظه که غارت شدی مثل حرم 
ماتم انگشت و انگشتر عذابم میدهد

سی چهل سال است که غارت شدم ، اما هنوز ...
داستان غارت معجر ، عذابم میدهد

خنجر قصاب ، میبینم ، ز پا می افتم و ...
غصه ی کُندی یک خنجر عذابم میدهد

بین گوشم هست ، زنگ یک صدا در قتلگاه ...
ناله ی جانسوز یک مادر ، عذابم میدهد

هر زمان دیدم حصیری ، یادم آمد "بوریا" ...
فکر و ذکرِ دفن یک پیکر عذابم میدهد

آه ، بابا جان ، یقین دارم که بعد از رفتنم ...
غصه هایت ، تا دمِ محشر عذابم میدهد

رضا قاسمی

  • جمعه
  • 7
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران