• پنج شنبه 6 اردیبهشت 97
 اسماعیل تقوایی

مولای غریب -( امن یجیبی خواند مولا شد روانه )

1100
4

مولای غریب
امن یجیبی خواند مولا،شد روانه
مهمان مامون بود آن در یگانه
از او پذیرایی به زهر کین نمودند
مهمان نوازیشان عجیب وظالمانه
مولا رضا بر سر عبایش را کشید و
با حال زاری شد روانه سوی خانه
چون مرغکی تنها به دام زهر افتاد
پر شد زسوز ناله ی او آشیانه
می زد بال وپر بروی خاک حجره
فریاد یارب بر لب او شد ترانه
تنهاوبیکس، دور از اهل وعبالش
جان می دهد مردی غریب ومخفیانه
یاد جوادش کرد وروسوی مدینه
گفتا بیا جانا کنارم این زمانه
آمد جواد و سر گرفتش روی زانو
قلبش به تیر هجر بابا شد نشانه
اینجا پسر زانو گرفت راس پدر را
کرببلا بابا وهجر ناز دانه

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 14
  • آذر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران