• سه شنبه 4 اردیبهشت 97

اشعار ولادت حضرت علی اکبر(ع),(اي رخ تو مطلع الانوار حُسن)

3182
9

اي رخ تو مطلع الانوار حُسن

خال لبت نقطه ي پرگار حُسن

بزم وفا را رخ ماه تو شمع

خوبي خوبان جهان در تو جمع

 


اي شجر علم و حيا را ثمر

وي پسر شير خدا را پسر

اشبه مخلوق به پيغمبري

يوسف ليلا عليِ اکبري

آينه ي صبر و کمال حسين

نور دل فاطمه را نور عين

خِلقت و خُلقت چو رسول انام

تربيت آموخته از دو امام

قافله سالار شهادت حسين

روح مناجات و عبادت حسين

گفت نظر بر رخ اکبر کنم

ياد چو از روي پيمبر کنم

پاک تر از جان ملک جان توست

خون خدا در رگ و شريان توست

نخل وجودت به کرم بارور

قصه ي حُسنت همه جا مشتهر

شاخ و بنت از شجر طيبات

برگ و برت معدلت و مکرمات

حضرت سجاد امام اُمم

گفت فدايت پدر و مادرم

هر که تو را مدح و ثنا گفته است

درّ سخن در صفتت سُفته است

بعد حسين آن به دو عالم امام

بر تو فرستاده درود و سلام

باغ شرف از نفست گل کند

عشق به نام تو توسل کند

حُسن حَسن آيه ي زيبايي ات

علم علي شاهد دانايي ات

هر که بديد آن رخ چون ماه را

کرد زيارت نبي ا... را

گوهر پرورده ي درياي عشق

يوسف و بازار تو صحراي عشق

فاطميان را تو شکوه ابد

هاشميان را تو گل سر سبد

آينه ي لم يزلي يا علي

جان حسين بن علي يا علي

صبح قيامت اثر کربلا

روز وفا روز شهادت بلا

چون ورق سرخ سحر باز شد

با نفس گرم تو آغاز شد

خواست مؤذن که صلا بر دهد

نغمه ي تکبير اذان سر دهد

گفت حسينش بنشين مرحبا

اي پسرم خيز علي جان بيا

خيز و تو امروز اذان ساز کن

دفتر ايثار مرا باز کن

وه که اذان تو در آن جا چه کرد

با دل ذريه ي زهرا چه کرد

ليلي حُسن قدمت مست ناز

اهل نظر را نظرت کارساز

خلقت تو نورٌ علي نور شد

يک نظرت بارقه ي طور شد

بود عصايي که به دست کليم

با همه اعجاز کريم و رحيم

شاخه اي از نخله ي طور تو بود

و آن يد بيضاش ز نور تو بود

طور مناجات تو شمشير بود

و آن شجر طور تو از تير بود

اي لبت از مُهر عطش داغ تر

وز عرق شرم رخت باغ تر

جان تو پرورده ي جان حسين

بر دهنت جاي لبان حسين

اي که تو را عشق زبردست کرد

بوسه ي گرم پدرت مست کرد

عرشي و گرديده نگون روي خاک

جان جهان با بدن چاک چاک

اي قلم از شرح کمالت خجل

با تو فتاده است سر و کار دل

قبله ي اميد دلم روي توست

کعبه ي شش گوشه ي من کوي توست

اي شده مدفون به جوار پدر

وي به حسين از همه نزديک تر

جلوه ي اخلاص سراپاي توست

زير قدم هاي پدر جاي توست

اي سر من خاک قدمهاي تو

مُهر دلم مِهر و تولاي تو

با نظر لطف ثنايم بخوان

باز سوي کرببلايم بخوان

اي به جگر گوشه ي زهرا جگر

باز نگيري ز «مؤيد» نظر

منبع:سایت مجمع الذاکرین بیت اباصالح (عج) مشهدالرضا


ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران