• چهارشنبه 5 اردیبهشت 97

اشعار ولادت حضرت علی اکبر(ع) -( بدنت دانه ی تسبیح شد و ریخت بهم )

180

بنویسید به بالینِ همه باباها…
یک پسر ، خوب تر است از همه ی دنیاها…

بنویسید به روی سَرِ هر مجنونی ،
سهمِ او خونِ دل است از شَعَفِ لیلاها

تا گدای دَرِ ارباب و پسرها هستم
نخورم غصه ی امروز و غمِ فرداها

پسری آمده امروز ، که همتایش نیست
اَشْبَهُ النّاس به “حیدر” ، “نبی” و “زهرا” ها

حیدری زاده ی دیگر به جهان چشم گشود
عطر و آئینه بدست ، آمده اند حوراها

پسرِ حضرتِ لیلاست ، طبیعی است که با
تیغِ ابرویِ دو سَر ، دل بِبَرد از ماها

السّلام ای نبی و حیدر و زهرا و حسین
السّلام ای پسرِ سبطِ کریمِ طاها

بگذر از نیلِ دلم ، معجزه ای برپا کن
دانش آموزِ تو هستند همه موساها

تیغ ، در دست بگیر و سَرِ ما را تو بزن
عاشقان ترس ندارند از این فتواها

روزِ محشر بخدا دست به دامانِ توأم
به دلم راه ندارد خطرِ عقباها…

نبضِ تو باعثِ جوشیدن آب است ، ولی
پیشِ چشمان تو شد خشک ، همه دریاها

به فدای لبِ عطشانِ تو و بابایت
تشنه لب ، معرکه کردی وسطِ صحراها

آه… نامِ تو علی بود و عدویت نامرد…
چقَدَر ضربه ی شمشیر ، ز بی پرواها

بدنت دانه ی تسبیح شد و ریخت بهم
تَنِ تو گم شده انگار ، به زیرِ پاها

پدرت آمده و گریه کنان میگوید:
یک پسر ، خوب تر است از همه ی دنیاها…

پوریا باقری

 

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 10:53
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران