• سه شنبه 4 اردیبهشت 97

اشعار ولادت حضرت علی اکبر(ع) -( بدنی گشته مختصر بنویس )

200

چه بگویم چرا شروع کنم 
مانده ام از کجا شروع کنم 

اشبه الناس به رسول الله 
از رسول خدا شروع کنم 

نام او را علی گذاشته اند 
با خود مرتضی شروع کنم 

از عمو درس رزم میگیرد 
با یل کربلا شروع کنم 

چقدر بغض در گلویم هست 
چه کنم گریه را شروع کنم؟ 

گریه در انتهاش فریاد است 
فعلا ارباب خانه اش شاد است 

بنده ای از تبار سلمانم 
پشت این در گدای سلطانم 

من از این جا نمیروم هرگز 
پشت این در سگ نگهبانم 

چه بلایی سر من آوردی 
مثل گیسوی تو پریشانم 

تو مرا عاشق خودت کردی 
من شدم عاشقت نمیدانم 

پسر ارشد عزیز خدا 
به تو وابسته است ایمانم 

روشنی بخش چشمهای امام 
ششمین گوشه ی ضریح سلام 

عشق خون خدا علی اکبر 
حیدر کربلا علی اکبر 

بنده ای از قبیله ی دردم 
درد من را دوا علی اکبر 

مادرم گفت التماس دعا 
بده او را شفا علی اکبر 

روی قلب تمام عشاقت 
حق نوشت ست یا علی اکبر 

روضه ای نذر کرده ام امشب 
عمه زینب عبا علی اکبر 

چه کنم از کجا شروع کنم 
ناله و روضه را شروع کنم 

شاعر از عشق و از ثمر بنویس 
شاعر از آه و از سحر بنویس 

پدری دست بر محاسن برد 
شاعر از رفتن پسر بنویس 

بنویس از هجوم سر نیزه 
بدنی گشته مختصر بنویس 

پیش پای پسر فزع میکرد 
شاعر از مردن پدر بنویس 

جگر شاه اربا اربا شد 
قدری از سوز و از جگر بنویس 

ناله و آه را در اوردند 
جگر شاه را در اوردند 

شاعر : امیر علوی

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران