• چهارشنبه 5 اردیبهشت 97
 محسن حنیفی

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست )

277
-1

مادر گریه مادر غم ها جان از غصه آمده بر لب
روضه دار شبانه روز حسین! السلام علیکِ یا زینب

چشم های تو از نجابت و نور، چشم های تو جنس باران است 
گریه های زیاد آبت کرد، بس که زخم دلت فراوان است 

بین بستر که روضه میخوانی، وسط گریه میروی از حال 
وسط روضه ی در و دیوار، وسط روضه ی سر و گودال 

رو به کرببلا بکن بانو، لحظه های وداع سنگین است 
درد دل کن تو با برادر خود، روضه بی شک دلیلِ تسکین است 

خاطرم مانده ای برادر من، زلف هایت به چنگ گرگ افتاد  
گره در بین زلف تو می خورد، روی سینه نشست یک صیاد 

حرمتت را حرامیان بردند، غارت پیکر تو یادم هست  
دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست 

نیزه ای میخ را به یاد انداخت، ناله ی مادر تو درآمد 
آن قدر سعی کرد خواهر تا، نیزه از پیکر تو در آمد 

از تو سر ولی ز خواهر تو ، پیش چشمت غرور میبردند 
دل من را که خوب سوزاندند، سر تو تا تنور می بردند 

شاعر : محسن حنیفی

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:4
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران