• پنج شنبه 6 اردیبهشت 97
 محمد حسن بیات لو

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( هم غرورم شکست هم قلبم )

189

غم جانسوز
آه یادم نمی رود هرگز 

غم جانسوز غارت خلخال 

حمله ی نابرابر لشکر 

به زنان و به خیمه و اطفال 


صحنه اش بین صحن چشمانم 

میدهد زجر هر شب و روزم 

ذوالجناح آمد از دل میدان 

با دو صد زخم بر سر و کوپال 


چه بگویم از آن غروب غریب 

در هیاهوی نیزه و شمشیر 

تنی از روی شیب قربانگاه 

غلت می خورد تا ته گودال 


چه بگویم که تیزی خنجر 

به روی حنجری فشار آورد 

یک نفر بین قاتلانش شد 

بر سر سر بریدنش جنجال 


هم غرورم شکست هم قلبم 

آن زمانی که دختری خسته 

از روی ناقه بر زمین افتاد 

دشت تاریک بود و رفت از حال 

شاعر : محمد حسن بیاتلو

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 9:29
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران