• پنج شنبه 6 اردیبهشت 97

شعر شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) -( نفرت از خولی و بُغضی به دل از حرمله داشت )

194

یا عزیز الله
بسکه تصویری از اندوه به هر مرحـله داشت

خوشیِ کودکی از خاطر او فاصله داشت

بــه حسـابی که پـسر آیــنه دار پـدر است

او هم از کوفه و از شـام، فراوان گِـله داشت

 

صنــم سلسله مویی که دل ما با اوست

سالها دور گــلویش اثـر از سلسله داشت

چون ولی بود بَـلا دید ، ولی سنگین تر

پای او بیشتر از عمّه ی خود، آبلـه داشت

بعد پنجاه و سه سال از غمِ جانسوز عطش

جگر سوخته ، با آب خُنــک مسئله داشت

دل او محفل یک روضـه ی زهـــرایی بود

اُنـس با فاطمه ی سوخــته ی قافله داشت

کینه از شمر به دل داشت ولی بیش از آن

نفرت از خولی و بُغضی به دل از حرمله داشت

شام دیده ست که در بـزم شرابِ اُمَــوی

نطق کوبنده ی او حالت یک زلزله داشت

لب به نفرین نگشود این نوه ی شاه کرم

بسکه در صبر همانند حسن حوصله داشت

آه برعکس همه ، موقعِ طفلیش ، این مَـــرد

خاطرات بدی از سـاز و کف و هلهله داشت

شاعر : محمد قاسمی

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:51
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران