• جمعه 7 اردیبهشت 97

شعر شهادت امام جواد(ع) -( چرا؟ که این همه ظلم و چرا؟ستم آقا )

167

جواد آل الله
کریم اگر که نباشد گدا عزا دارد 

جواد آنکه سخا و بسی عطا دارد 

فدای تو شوم ای رحمت خداوندی  

گدای درگهت از جود تو بقا دارد 

 

چه کرده ای!که شدی تو جواد آل الله 

خوش آنکه دل به ولای تو مبتلا دارد 

مدد رسان تو بر این بینوای دلخسته 

که در میان دو عالم فقط تو را دارد 

نشسته پشت درت این گره به کار آقا 

امید یک نظر از جانب شما دارد 

تو منشاء همه حسنی و معدن فضلی 

یگانه ای و خدا مثل تو کجا دارد 

زوسعت کرمت عاقلان زپا ماندند 

کدام؟ فاضل دنیا چنین سخا دارد 

صفای بارگهت دلپذیر و بی وصف ست 

شمیم و عطر خوش جنت الولا دارد 

کسی که زائر قبر تو میشود آقا 

مقام و جایگهی همچو اولیا دارد 

پس از زیارتتان یک حلاوتی دلچسب  

زیارت نجف و شهرکربلا دارد 

جوادی و همه مهمان سفره ات هستند 

سخاوت از نمک دست تو بها دارد 

کبوتر غزلم پر برای روضه گرفت 

میان روضه ی تو عاشقت نوا دارد 

به یاد غربت تو دل غمین شده آقا 

زکثرت محنت چشم من بکا دارد 

خزان فتاده میان بهار سر سبزت 

ملک به روی لبش وامصیبتا دارد 

مگر چه داده به تو آن ضعیفه ی بی دین 

که سرو قامت تو خم گرفته تا دارد 

شدی محتضر و پیکرت غریق عطش 

تو ناله میزنی و خنده بی حیا دارد 

مگر کسی که سراپا جمال خوبیهاست 

جواب خوبی آن در عوض جفا دارد 

فضای مقتل تان میبرد قرار از دل 

شهادتت در و دنیایی از چرا؟ دارد 

چرا؟ که این همه ظلم و چرا؟ستم آقا 

به پشت بام و مگر؟پیکر تو جا دارد 

  • جمعه
  • 24
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 6:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران