• سه شنبه 4 اردیبهشت 97

شعر گودال قتلگاه -( نه روشن است مسئله راضی نمیشوند )

227

افتاده است ولوله، راضی نمیشوند
نه روشن است مسئله راضی نمیشوند

با قصد قربت آمده اند ، آخ خوانده اند_
عمری نماز نافله، راضی نمیشوند

غارت به گوشواره و انگشتری رسید
با قول سکّه و صِله راضی نمیشوند

شلاق ها به زخمه ی زنجیر میخورند 
با بند پای قافله راضی نمیشوند

(سر میبرند حوصله را نیزه دارها)
نامردها به فاصله راضی نمیشوند

پای پیاده ، ترس و شب و وای دستِ زجر
نه نه ، به زخم آبله راضی نمیشوند

هی سنگ میزنند به این دسته ی عزا
دیگر زنان به هلهله راضی نمیشوند

زخم زبان به قلب حرم تیر میزند
اینها به داغ حرمله راضی نمیشوند

مصطفی هاشمی اهری

 

  • دوشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران