• جمعه 7 اردیبهشت 97

حضرت قاسم بن الحسن(ع)شهادت -( بازویت آنقدر که ضربت داشت )

251

بر تن دشت ردپا مانده
گیسویت در هوا رها مانده
 
بازویت آنقدر که ضربت داشت
ردّ شمشیر در هوا مانده
 
بند نعلین...ظاهرا...،در اصل
دهن ازرق است وا مانده
 
یا حسن گفتنت که غوغا کرد
صبر کن ذکر مرتضی مانده
 
پس مدینه برادری شده است
که چنین پای کربلا مانده
 
پشت هر ذکر یا عمو جانت
هوس ذکر یا اخا مانده
 
لشکر تیغ! چشمتان روشن
یادگاری مجتبی مانده
 
گر چه «احلی من العسل» گفتی
تازه احلی من البلا مانده
 
چه به روز تو آمده که هنوز
کمر خیمه‌گاه تا مانده
 
زیر پا مانده‌ای و با حسرت
نو عروس تو روی پا مانده
 
دست تو در میان خون خودت
دست او نیز در حنا مانده
 
داستان جدایی‌ات این شد
سر جدا، تن جدا جدا مانده
 
تیغ‌ها که کشیده‌ات کردند
وای من سهم نعل‌ها مانده
 
گر چه قدت بلند شد اما
نجمه بعد از تو بی‌عصا مانده

 

شاعر : مجید تال

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 9:44
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران