• سه شنبه 4 اردیبهشت 97

اشعاری برای شیخ نمر -( ماييم كه از جامِ ولايت همه مستيم )

193

ماييم كه از جامِ ولايت همه مستيم

بت هاي حرم را همه جانانه شكستيم

يك شير از اين بيشه اگر رفته چه باك است

وقتي همه عشاقِ ولايت نِـمِــر هستيم



*********

بیزارم و بیزار زِ اسلام سعودی

زیرا که بود بیخ و بنش دست یهودی

با كشتن شیخی که ز یاران علی بود

رسوا شود این فرقه ی بیگانه بزودی



**********





دلداده ی بر داری و مفتون بلايي

فرزند علي عالمِ پَر پَر ز جفايي

امشب كه زِ اين خانه غريبانه تو رفتي

مهمان شده در محضرِ يارانِ خدايي


**********


تــنـهــا گــناهِ شــيـعه ي مولا محبت است

دنيا بدون عشق علي دارِ وحشت است

ما را به جُـــرمِ «امــرِ به مـــعروف» مي كشند

غـافل زِ اينكه مُردن ما عينِ طاعت است



**********



بازهم فتنه و در دستِ عدو تيغِ جفاست

باز هم بر سرِ ني رأسِ عزيزانِ خداست

باز هم قـــامت پــيغـمبرِ فرزانه شكست

باز هم يك نفر افتاده به صحراي بلاست





**********


شیخُ الشهدا ؛ مرد خدا ؛ مرد جهادی

در راه خدا هستی خود را همه دادی

کوری دو چشمانِ پلیدان سعودی

بر علم و عمل رهبر فرزانه نمادی

شاعر : سیروس بداغی

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 6:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران