• یکشنبه 2 اردیبهشت 97
 مرتضی محمودپور

متن شعر توسل حضرت قاسم -( ذکر نامت عسل به کامم ریخت )

212
1

 

بند اول
ذکر نامت عسل به کامم ریخت
یا شراب از ازل به جامم ریخت
از دو چشمم ستاره میریزد
تا که اختر خدا به بامم ریخت
تا شکارش شوم در این عرصه
دانه، صیاد هم، به دامم ریخت
عسل از نام تو گوارا شد
زین سبب شهد از کلامم ریخت
کربلا از کلام تو شیرین
بر رجزهای تو سلامم ریخت
در دو عالم برای من مثلی
روز محشر تو قاسم عسلی

بند دوم
حسن دوم قبیله نور
ای سراپا تمام شعر و شعور
سربلند از تو مجتبی گردید
ای تو موسی و کربلایت طور
طور سینا شد است سینه‌ تو
کاش با عشق تو شوم محشور
با نقاب آمدی تو در میدان
چشم بد از جمال ماهت دور
وجناتت همه به مثل حسن
دشمنانت همه ز نورت کور
معنی عشق از ازل داری
سیزده باده از عسل داری

بند سوم

تو به قرآن مصطفی عسلی
بین خورشید و ماه را زحلی
عرصه را تنگ کرده بر دشمن
دست آموز فاتح جملی
عاشق شاه کربلا هستی
بهتر از این نباشدت عملی
ای تو شاگرد مکتب سقا
در شجاعت زبانزد و مثلی
نوجوانِ مجاهد و نستوه
مدح تو خواند خالق ازلی
گر چه آواره گشته از وطنی
مرحبا مرحبا تو خود حسنی

بند چهارم
لعل لبهات از چه خشکیده
نجمه دیگر دل از تو ببریده
وقت نوشیدن عسل آمد
حجله گاه تو عمه برچیده
تا رجز خوانده در دل میدان
کربلا از صدات لرزیده
پای مال عدو شده جسمت
سینه ات سّم اسب را دیده
سوی میدان دوان دوان آمد
بر عموی تو خصم خندیده
خاک صحرا شد است تا کفنت
تشنگی شعله ور شد از دهنت

 

شاعر : مرتضی محمودپور

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 6:9
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران