• جمعه 7 اردیبهشت 97
 حسین رئوفی

مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( بهشت آرزو یک دَم چو آدم رفت از دستم )

283

بهشت آرزو یک دَم چو آدم رفت از دستم
عجب گر دین و دنیا هر دو باهم رفت از دستم

گهی عاشق گهی فارق گهی باحق گهی ناحق
و غافل زانکه نقد عمر ، دَرهم رفت از دستم

ندارد جُرمِ کوچک در مسیر عشق معنایی
که من کوچک شمردم یار کم کم رفت از دستم

منم چون یخ فروشی که خریداری نشد پیدا
و عمرم همچو یخ شد آب و نم نم رفت از دستم

اگر عمرت شود چون نوح، روز واپسین گویی
که عمرم همچو رویا بود و یک دم رفت از دستم

امام عاشقان بر روی دستش غرق خون طفلی
بگفت ای دوست، پایِ عشقت این هم رفت از دستم

نگاهی کن بهار زندگانیِ «رئوفی» را
که باغم باغبانا بی تو با غم رفت از دستم

 

شاعر : حسین رئوفی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 9:16
  • نوشته شده توسط
  • h.feyz

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران