• یکشنبه 2 اردیبهشت 97
 مرتضی محمودپور

شعر اباعبدالله -( سر ما خاک قدمهای اباعبدالله )

364
2

 

سر ما خاک قدمهای اباعبدالله
بنویسند مرا پای اباعبدالله
زیر پرونده ام امضای اباعبدالله
خاک صحرا نبود جای اباعبدالله
قبله‌ی اهل ولا کوی اباعبدالله

شب جمعه حرمت حال و هوایی دارد
هر سلامی که دهم بر تو صفایی دارد
نوکرت در حرمت شور و نوایی دارد
هر که در سینه خود کرببلایی دارد
لیله قدر همه موی اباعبدالله

بگذارید من از علقمه، حرفی بزنم
من در این دشت به جای همه، حرفی بزنم
جای هر نوحه و هر زمزمه، حرفی بزنم
آمده مادرتان فاطمه، حرفی بزنم؟
چشم عباس بود سوی اباعبدالله

ناله‌ی یا ولدی میشنوم، از صحرا
با قد خم ز جنان آمده اینجا زهرا
همه جا ریخت بهم، زین تن اربا اربا
بوریا گر نبود، هست عبای بابا
غرقه خون از چه شده روی اباعبدالله

آمد از خیمه برون مادر اصغر، آقا
تا ببینت به کنارت گل پرپر، آقا
دستهایت ز چه رو گشته ز خون تر، آقا
ریخته خیمه بهم از غم مادر، آقا
گفت این غنچه دهد بوی اباعبدالله

لب خشکیده فتاده به روی خاک، ای وای
تیره و تار شده عالم افلاک، ای وای
پای ابلیس به روی بدنی پاک، ای وای
این مقامات نشد قابل ادراک، ای وای
به فدای رخ نیکوی اباعبدالله

آتش افتاده به گلزار، خدایا چه کنم
کاکلش در کف اغیار، خدایا چه کنم
یک گل و لطمه‌ی از خار، خدایاچه کنم
شرح کوچه شده تکرار،خدایا چه کنم
ریخت در هم، همه‌ گسیوی اباعبدالله

 

شاعر : مرتضی محمودپور

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 6:44
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران