• سه شنبه 4 اردیبهشت 97
 محسن حنیفی

شعر امام خسین(ع) -( آسمان نوشید مشتی ازسبوی کودکش )

249

رفت میدان ماند درگهواره بوی کودکش
ماند مادر باخیال گفتگوی کودکش

حرمله،سوز عطش،تیرسه شعبه،آفتاب
لشگری بی رحم بوده روبروی کودکش

اودعا میکرد برگردد بلا سمت خودش
تیراما تندتر میرفت سوی کودکش

واژه ها راگشت ،اما تیرهم پیدا نکرد
معنی نازکتری را ازگلوی کودکش

تیر ازخون گلوی او سه جرعه نوش کرد
آسمان نوشید مشتی ازسبوی کودکش

سرنوشت عالم هستی به مویی بند بود
به گلوی زخمی بسته به موی کودکش

آب شد مردش چراکه درجواب تشنه اش
خاک را با پشت دستش ریخت روی کودکش

طفل خودرا درمیان قلب بابا دفن کرد
ماند خاک کربلا درآرزوی کودکش

بیشتر دلواپس آقای درگودال بود
بود گرچه نیزه ای درجستجوی کودکش

شاعر : محسن حنیفی

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:26
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران