• سه شنبه 4 اردیبهشت 97
 علیرضا خاکساری

قاسم بن الحسن علیه السلام -( هرشب و روز انجمن قاسم ! )

260

هرشب و روز انجمن قاسم !
با تب و تاب و حُسن ظن قاسم!
مینویسم مکررا قاسم !
که تویی مقتدای من قاسم!
هم حسینی و هم حسن قاسم!


به کمر شال مصطفی داری
نور زهرا و مرتضی داری
رأفتت را ز مجتبی داری
خلق و خوی حسین را داری
آینه دار پنج تن قاسم !


بسم رب الرحیم مثل حسن
به تو دل میدهیم مثل حسن
سفره داری عظیم مثل حسن
تو کریمی کریم مثل حسن
تو دو روحی به یک بدن قاسم!


حسنیون که عاشقان تو اند
همگی ریزه خوار خوان تو اند
شهدا نیز رهروان تو اند
نوجوانان مقلدان تو اند
مرجع هر چه سینه زن قاسم !


کار داریم فی المثل به لبت
پاسخ جامع علل به لبت
عالمی خیره از ازل به لبت
"موت احلی من العسل" به لبت
فاتح قلعه ی سخن قاسم !


دشت مبهوت از ابتکار تو است
لشگری عاجز از مهار تو است
محو جولان ذوالفقار تو است
ازرق شامیان شکار تو است
برو در جنگ تن به تن قاسم!


بی گمان که حریف هر چه یلی
متبحر به نحوه ی جدلی
پسر شیر فاتح جملی  
وارث تیغ ذوالفقار علی
ریشه ی کفر را بزن قاسم !


با رجزهات دلبری کردی
سیزده ساله حیدری کردی
کربلا فتح خیبری کردی
تیغ در دست محشری کردی
ای جوانمرد صف شکن قاسم!


پنجه در زلف پیچ و تاب نده
مرگ را با شعف جواب نده
قول برگشت بی حساب نده
اینقدر خویش را عذاب نده
دیگر از خیمه دل بکن قاسم!


غصه ات غصه ی کمی ست مگر!؟
مانع رفتن تو کیست مگر !؟
در وجود تو شوق چیست مگر!؟
زره اندازه ی تو نیست مگر!؟
که به تن کرده ای کفن قاسم!؟


میروی ای یتیم می افتی
پیش پای نسیم می افتی
در بلایی عظیم می افتی
آی سیب دو نیم ! می افتی
با دلی غرق در محن قاسم!


وای از آن لحظه که عمویت دید
سنگ ها را به جستجویت دید
حمله ی نیزه را به سویت دید
مرکبی در کمین رویت دید
رد نعل است بر دهن قاسم !؟

 

شاعر : علیرضا خاکساری

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:32
  • نوشته شده توسط
  • h.feyz

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران