• سه شنبه 4 اردیبهشت 97
 حمیدرضا محسنات

غزل ماه گریه -( با اشک های بی امانم گریه کردم )

201

با اشک های بی امانم گریه کردم
با چشم هایم با دهانم گریه کردم

پرسیدی از من عاشقی یا زخم خورده ؟
چیزی نیامد بر زبانم , گریه کردم

گم کرده ام چندیست آن چیزی که بودم
پرسیدی از نام و نشانم , گریه کردم ...

گفتی بیا قدری برایم درد و دل کن
میخواستم روضه بخوانم , گریه کردم

میخواستی مثل زمین دل سخت باشم
دیدم شبیه آسمانم , گریه کردم

هر کس برایت شکوه ای آورد اما
من بیش از اینها ناتوانم , گریه کردم

 

شاعر : حمیدرضا محسنات

  • چهارشنبه
  • 3
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 10:2
  • نوشته شده توسط
  • h.feyz

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران