• پنج شنبه 6 اردیبهشت 97
 حمیدرضا محسنات

قاسم ابن الحسن (ع) -( گیرم زره نیافتی عمه , کفن که هست )

247

گیرم زره نیافتی عمه , کفن که هست
گیرم سپر نیافتی عمه , بدن که هست

گیرم سپاه مسخره کردند : بچه است
تیغم به خوبیه سر ازرق زدن که هست

غصه نخور عمو , سپرت میشوم خودم
ابن الحسین کشته شد ابن الحسن که هست

من جنگ میکنم , تو نفس تازه کن عمو
فرصت به قدر غارت یک پیروهن که هست

دیدند زاده ی حسنم من , که تاختند
از پشت این نقاب چگونه شناختند ؟

 

شاعر : حمیدرضا محسنات

  • شنبه
  • 6
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:8
  • نوشته شده توسط
  • h.feyz

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران