• سه شنبه 4 اردیبهشت 97

پیاده روی اربعین -( بعد هر بار زیارتت میخوام )

272

"از زبان کربلا نرفته های اربعین"

بعد هر بار زیارتت میخوام
جون به بال و پرم بدی ، بپرم
دوس دارم که برای سوغاتی
مهر و تسبیح شهر تو ببرم

از همون مهر تربتی که برام
مادرم از عراقت آورده
جا نمازی که بوی سیبش رو
یه رفیق از رواقت آورده

سالها میگذره که روز و شبم
اسمتو جا ترانه می خونم
سالها میگذره برات آقا
شعرای عاشقانه می خونم

میگم اصلاً خبر داری بازم
از صف زائرات جا موندم؟
متوجه شدی نیومدم و؟
پرسیدی اربعین کجا موندم؟

باشه اصلاً تو مال خوبایی
باشه اصلا به من نگاه نکن
من خرابم ، خراب می مونم
خسته حالیمو روبراه نکن

تا هزار سال دیگه رام نده
همه چیمو بگیر غمت رو نگیر
هر کار می کنی فدای سرت
سایه سرخ پرچمت رو نگیر

 

شاعر : ایمان کریمی

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • h.feyz

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران