• جمعه 7 اردیبهشت 97
 اسماعیل تقوایی

یا غریب الغربا -( تنهامیان خانه با حالی خرابم )

492
2

یا غریب الغربا

تنهامیان خانه با حالی خرابم
خونین جگر از زهر کین در التهابم

دردی تمام پیکرم در بر گرفته
می پیچم ومی نالم ودر اضطرابم

بر روی خاک افتاده ومی نالم از درد
منهم چو جد اطهر خود بو ترابم

زهری که مامون داده آتش بر دلم زد
سوزد دل ولب تشنه ی یک جرعه آبم

دور از مدینه در غریبی می دهم جان
سوی عدم بی یار ویاور در شتابم

دل تنگ خویشانم در این وادی غربت
نام جوادم اینزمان باشد خطابم

سر را بروی زانوی او می گذارم
او التیامی هست بر قلب کبابم

هستم رضا یعنی که راضی برقضایم
درراه حق گشته شهادت انتخابم

شکر خدا می نوشم از جام شهادت
سرمست وصل از لذت این شرب نابم

وا می گذارم بر خدا خصم پلیدم
در انتظار وعده ی روز حسابم

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 27
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 19:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران