• سه شنبه 4 اردیبهشت 97
 اسماعیل تقوایی

یا فاطمه الزهرا (س) -(تنها بمانده ام بی یار ویاورم )

236

تنها بمانده ام بی یار ویاورم 
افتاده پشت در مظلومه همسرم 

زهرای من خدا در خون وآتش است 
شرمنده از روی مولا پیمبرم 

یاس کبود من همراه غنچه اش 
افتاده بر زمین نالان برابرم 

دستان من شده بسته به بند کین 
ناشد مدد کنم دلدار مضطرم 

شرمنده ام زتو زهرا مرا ببخش 
چون در حصار این قوم ستمگرم 

فضه بیا مدد،  کن همسر مرا 
محسن فدا شده دریاب وهمسرم 

ای مردم او بود دردانه ی رسول 
من گرد خندق وسردار خیبرم 

زهرا بنالد وبابا صدا زند 
این ناله می زند آتش به پیکرم 

یارب سپارم این نامردمان به تو 
تاموقع جزا،  تا روز محشرم 

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1396
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی

مجید فراهانی

نوحه های من
نوحه های سنتی بگذارید

دوشنبه 25 دی 1396ساعت : 11:52

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران