• یکشنبه 31 تیر 97
 اسماعیل تقوایی

غروب فاطمه -(غروب کرده دگر مهر آسمان علی )

219
1

غروب کرده دگر مهر آسمان علی 
زدست رفته همی همسر جوان علی 

فراق فاطمه اش آنچنان براو سخت است 
رسیده بر لب او زین فراق جان علی 

چها کشیده زمانی که غسل میدادش 
فدای دیده ی گریان وخون فشان علی 

نگه به نعش عزیزش نموده می نالید 
دوباره زنده شو ای یار مهربان علی 

دوباره خیز زجا حامی همیشگی ام 
ببین تو حال بد و قامت کمان علی 

علی بدون تو ساکت شده نشسته زپا 
ببین زبان من،  الکن شده زبان علی 

چراغ خانه من بی تو خانه تاریک است 
چه سرد وغمزده شد وضع آشیان علی 

شدست خانم این خانه زینب زارت 
به او که می نگرم تو شوی عیان علی 

شبانه پیکر پاکت به خاک بسپردم 
که تا شوی به جهان گوهر نهان علی 

خوشا دمی که مزارت عیان شود به همه 
بدست آن پسر آخر الزمان علی 

  • دوشنبه
  • 2
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 21:38
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران