• سه شنبه 24 مهر 97

 اسماعیل تقوایی

سید الساجدین -(پنجم زشعبان آمده جان آمده جان آمده )

88

یا سید الساجدین
پنجم زشعبان آمده جان آمده جان آمده
در خانه مولا حسین مولود جانان آمده

بانوی شهراست مادرش شهزاده ایرانیان
در دامن این عابده ماهی درخشان آمده

حیدر لبش خندان بود قنداقه را دارد بدست
گوید امام دیگری از سوی یزدان آمده

بین علی های پدر این گل علی اوسط است
شهزاده اکبر را ببین با روی خندان آمده

باشد ولیعهد پدر مولای مردم می شود
چارم امام شیعیان مهر فروزان آمده

او بو محمد،بوالحسن،سجاد،زین العابدین
برعارفان این جهان مولای عرفان آمده

در مکتب درس عمو بس چیزها آموخته
اندر صحیفه با دعا ازبهر درمان آمده

بیمار دشت کربلا ذخر الهی باشد او
تشخیص باطل را زحق برهان وفرقان آمده

اندر کنار جد خود قبر غریبی دارد او
دل بهر مظلومیتش زار وپریشان آمده

شادی به میلادش بود سرمایه عقبای ما
مرغ دل هر شیعه ای شاد وغزلخوان آمده

ای کاش در میلاد او چشمان ما روشن شود
بینیم در روزی نکو یوسف به کنعان آمده

شاعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 2
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران