• سه شنبه 2 بهمن 97

 اسماعیل تقوایی

سید الساجدین -(پنجم زشعبان آمده جان آمده جان آمده )

128

یا سید الساجدین
پنجم زشعبان آمده جان آمده جان آمده
در خانه مولا حسین مولود جانان آمده

بانوی شهراست مادرش شهزاده ایرانیان
در دامن این عابده ماهی درخشان آمده

حیدر لبش خندان بود قنداقه را دارد بدست
گوید امام دیگری از سوی یزدان آمده

بین علی های پدر این گل علی اوسط است
شهزاده اکبر را ببین با روی خندان آمده

باشد ولیعهد پدر مولای مردم می شود
چارم امام شیعیان مهر فروزان آمده

او بو محمد،بوالحسن،سجاد،زین العابدین
برعارفان این جهان مولای عرفان آمده

در مکتب درس عمو بس چیزها آموخته
اندر صحیفه با دعا ازبهر درمان آمده

بیمار دشت کربلا ذخر الهی باشد او
تشخیص باطل را زحق برهان وفرقان آمده

اندر کنار جد خود قبر غریبی دارد او
دل بهر مظلومیتش زار وپریشان آمده

شادی به میلادش بود سرمایه عقبای ما
مرغ دل هر شیعه ای شاد وغزلخوان آمده

ای کاش در میلاد او چشمان ما روشن شود
بینیم در روزی نکو یوسف به کنعان آمده

شاعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 2
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران