• یکشنبه 28 مرداد 97
 آرش براری

شعر مدح و ولادت حضرت علی اکبر(ع) -( یا که گوهری زیر قدم های تو باشد)

122

?السلام علیک یابن الحسن و الحسین علیهما السلام

یا که گوهری زیر قدم های تو باشد
یا حور و پری زیر قدم های تو باشد

وقتی که ملائک به قدوم تو می افتند
باید خبری زیر قدم های تو باشد

از هشت در جنت اعلای خداوند
شاید که دری زیر قدم های تو باشد

باید بنشینند ملائک سر راهت
تا بال و پری زیر قدم های تو باشد

کافی است که لب تر کنی و بعد ببینی
قرص قمری زیر قدم های تو باشد

این سرو رشید قد تو حاصل یک عمر...
خون جگری زیر قدم های تو باشد

آهسته کمی راه برو چون ضربان...
قلب پدری زیر قدم های تو باشد

پشت تو دعا های حسین است مبادا
شر و خطری زیر قدم های تو باشد

چشمان حسودان دو عالم کف پایت
جان پسر فاطمه! جان‌ها به فدایت

افتاده دل خلق به دام علی اکبر
هستند ملائک سر بام علی اکبر

هرچند به ظاهر نه پیمبر، نه امام است
کمتر ز نبی نیست مقام علی اکبر

حق خواست به احمد بدهد نام علی را
پیغمبری آورد به نام علی اکبر

در منطق و گفتار همانند محمد(ص)
از جانب وحی است کلام علی اکبر

جمع‌اند سر سفره او اهل مدینه
هستند نمک‌گیر طعام علی اکبر

هیهات اگر پس بزند دست کسی را
اینها نمی‌آید به مرام علی اکبر

جان خودش و جان پدر وقف عمو بود
زیرا که حسن بود امام علی اکبر

آنقدر که در حق برادر پدری کرد
شد حضرت سجاد غلام علی اکبر

بیش از همه در روز ازل دست خداوند
از جام بلا ریخت به جام علی اکبر

این زاده حیدر اسدالله پدر بود
اول پسر کشته در راه پدر بود

تو داغ نزن بر جگرم بیشتر از این
بردار قدم دور و برم بیشتر از این

بدجور دل عمه برایت نگران است
پس دور نشو ای پسرم بیشتر از این

رفتی به دل دشمن و از تو خبری نیست
مگذار ز خود بی خبرم بیشتر از این

با دیدن تو جان ز تنم رفت چرا که
بود از بدنت در نظرم بیشتر از این

باید که بیایند کمک تا بدنت را
شاید بتوانم ببرم بیشتر از این

بر روی زمین پا مکش اینقدر علی جان
اینگونه نزن نیشترم بیشتر از این

دیگر چه از این پیر کمر خم شده خواهید
دیگر چه بیاید به سرم بیشتر از این؟

گفتی بروم، رفتی و من هیچ نگفتم
برخیز ببین بی تو روی خاک میفتم

  • جمعه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 2:0
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران