• چهارشنبه 28 شهریور 97

 آرمان صائمی

شعر ولادت امام حسن مجتبی (ع) -(نفسى هست اگر بال و پرى هست مرا)

180
4

نفسى هست اگر بال و پرى هست مرا
حال خوش وقت سحر چشم ترى هست مرا
بعد يك عمر گدايى ثمرى هست مرا
پاى اين طايفه سوز جگرى هست مرا
-
همه زير سر دست پسر فاطمه است
كه حسن بانىِ اشك سحر فاطمه است
-
جلوه ى ديگرى از جلوه ى مولاست حسن
چارمين راز خدا سيرت زهراست حسن
قبله ى اهل نظر جمله مسيحاست حسن
رهبر كشور اعجاز و كرم هاست حسن
-
بسكه اين مرد شبيه پدرانش آقاست
پرچمش دست خدا روز قيامت بالاست
-
اى تمناى دلم بسته به دستان شما
جان ما بسته شده جان تو بر جان شما
سحرى يا دم افطار در ايوان شما
نظرى كن بروم يك تنه قربان شما
-
وصف العيش دل ما نيز بهايى دارد
وه كه ايوان تو آقا چه صفايى دارد
-
تب عشق تو مرا سخت جوابم كرده
صوت مَكّى تو يك جرعه شرابم كرده
و غلامى درت عاليجنابم كرده
مضجع سنگى تو خانه خرابم كرده
-
كسى اندازه ى تو مثل خدا تنها نيست
جز تو كس محرم سِرّ حضرت زهرا نيست
-
اولين عاشق تو حضرت ثارالله است
مدح لب هاى توهم مدحت ثارالله است
نگرانى دلت غربت ثارالله است
بعداز آن ذبح سر و غارت ثارالله است
-
*هركه دارد غم آن زلف رها بسم الله
هركه دارد هوس كرب و بلا بسم الله*
-
*تضمينى از شعراستاد حسن لطفى
-
(آرمان صائمى ٩٧/٣/٩)

  • چهارشنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران