• سه شنبه 24 مهر 97

 قاسم صرافان

مدح امام حسن مجتبی(ع) -(با نان و خرما مي‌رسي، من هم يتيمم)

77


با نان و خرما مي‌رسي، من هم يتيمم
اما نه خرما، مست دستان کريمم

مي‌زد به پايت بوسه لب‌هاي مدينه
اي خوش به حال نيمه شب‌هاي مدينه

ميخانه‌ي خاکي غبارش هم شراب است
اِنعام صحن خاکيت هم بي حساب است

این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد
روح القدس گویی هوای یک غزل کرد

یا محسنم در حال مستی «یا حسن» شد
نامت غزل را محو نوری در ازل کرد

من در زمان آواره‌ی آن لحظه هستم،
آن دم که دستان تو «قاسم» را بغل کرد

آنگونه او را خوش در آغوشت کشیدی
تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد

  • یکشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:21
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران