• سه شنبه 2 بهمن 97


مدح و مناجات امام حسن مجتبی(ع) -(کرم می ریزد از دستان لطفت بی امان دائم)

100


کرم می ریزد از دستان لطفت بی امان دائم
کسی را این چنین هرگز ندیدم مهربان دائم

از آن لبها که می بوسید پیغمبر دعایی کن
که مدح تو بجوشد از دل ما بر زبان دائم

اگر از عشق تو یک بیت ننویسم زبانم لال
اگر مدحت نگویم بسته باشد این دهان دائم

اگر خورشید می فهمید نور مجتبایی را
خجالت می کشید و شرمگین می شد نهان دائم

در مهمانسرای حاتم طائی به شب بسته
ولی اینجا درش باز است روی میهمان دائم

کسی که با تو باشد،در خزان مثل گلستان است
کسی که دور شد از تو بماند در خزان دائم

ملک بر روی آن محفل که از حسن تو می گویند
بریزد در و گوهر از دل هفت آسمان دائم

نماز از صلح تو بر پاست پس تا روز رستاخیز
سه وعده جای تو جبریل می گوید اذان دائم

میان قلب من هر کس که آمد زود ترکم کرد
بیا این دل برای تو خودت اینجا بمان دائم

در این گرمای روضه هر کسی بی تاب می گردد
بماند از عذاب روز محشر در امان دائم

نگاهی سمت قبرت می کنم با خویش می گویم
خدا هرگز نیارد تا شوی بی سایبان دائم

گرفتار حسینم من ولی مانند اربابم
سرم را می گذارم بر در این آستان دائم

تو لایوم کیومک خواندی و گریه کنان رفتی
بنابراین تو هستی تا قیامت روضه خوان دائم

  • یکشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:21
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران