• سه شنبه 30 مرداد 97
 محمود اسدی

(غزل)غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود

135
1

غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود
مرهم زخم دلت؛زخم زبانها نشود

جگرت سوخته از زهرو دلم می سوزد
جگر سوخته با خنده مداوا نشود

به لب تشنه ی تو همسر تو می خندید
طعنه می زد که دگر ابن رضا پا نشود

بازهم شکر که با نیزه نخوردی به زمین
خاطرت جمع سرِ راس تو دعوا نشود

هلهله بود به دور تو ولی حرمله نه
به روی سینه ی تو پای کسی وا نشود

دور ناموس تو را جمع حرامی نگرفت
دخترت در ملاعام تماشا نشود
(شائق)

  • پنج شنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 19:13
  • نوشته شده توسط
  • میرکمال

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران