• سه شنبه 29 آبان 97

 وحید زحمتکش شهری

شهادت حضرت مسلم -(در کوچه های کوفه غریبانه می روم)

859
0

در کوچه های کوفه غریبانه می روم
بودم شهیر شهر و چه بیگانه می روم

دارم به دل ملامت و هستم به زیر دِین
دلواپسم برای امیر جنان حسین

نامه نوشته ام که بیا کوفه تشنه است
آقا نیا که کوفه پر از تیر و دشنه است

آقا نیا که بیعتشان زیر و رو شده
در بینشان ز کشتن تو گفت و گو شده

تیر سه شعبه دیده ام و سوخت پیکرم
یاد سفیدی گلوی طفلت اصغرم

دیدم به مرکبان همه نعلان تازه را
ماندم بگویم اینکه چه سازی جنازه را

در سینه ی تمامیشان بغض حیدر است
کار عجیبشان به روی جسم اکبر است

در بین کوچه ها سخن از قطع آب بود
صحبت ز کام خشک صغیر رباب بود

صحبت ز دست بسته و بحث اسارت است
از حمله ی به خیمه و بحث از جسارت است

سربسته گویم ای گل زهرا میا میا
پیدا نمیشود به خدا ذره ای حیا

وحید زحمت کش شهری

  • دوشنبه
  • 29
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 7:4
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران