• چهارشنبه 28 شهریور 97

 محمود اسدی

(غزل)نیّت شوم کوفیان/پسرفاطمه افتاده ز پا یاور تو

347
5

پسرفاطمه افتاده ز پا یاور تو

پیکرم باد به قربان سر و پیکر تو


با تو اینقدر بگویم که دگر کوفه میا

می زند موج؛دورویی،نشود باور تو


کوچه هایش همه مانند مدینه تنگ است
بود ذکر لب من نام خوش مادر تو

جان زینب تو میا کاش ز ره برگردی
بیم دارم به اسارت برود خواهر تو

بعد تو نیّت این کوفی بی دین این است
که بریزند به خیمه به سرِ دختر تو

مثل تسبیح که پاره شود ازهم آقا
ترسم آن است بریزد به زمین اکبر تو

قصد دارند بخندند به زانو زدنت
قصدشان است ببینند دوچشم تر تو

خولی از بهر سرت نقشه کشیده برگرد
قصد دارد که به خورجین بگذارد سر تو


شائق

  • دوشنبه
  • 29
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 18:23
  • نوشته شده توسط
  • میرکمال

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران