• یکشنبه 27 آبان 97

 محمود ژولیده

ورود به کربلا -(دلم تنگه از این غربت پریشونم)

665
5

دلم تنگه از این غربت پریشونم
کجاس اینجا چه کرده با دلِ خونم
برادرجان
کجاس اینجا شنیدم کربلاس اینجا
کجاس اینجا زمین پُربلاس اینجا
برادرجان
بیا برگرد از این دشت و از این صحرا
میاد انگار صدای نالهٔ زهرا
برادرجان
به عباسم بگو خیمه نزن اینجا
که افتاده آتیش تو جونِ من اینجا
برادرجان
داداش مُردم چه کس میده جواب من
نزن خیمه که بی شیره رباب من
برادرجان
تو این صحرا پُر از خار مغیلانه
تو این دَشته پُر از آهِ یتیمانه
برادرجان
چه دلشوره تو دل از این زمین دارم
منو از تو جدا کردن یقین دارم
برادرجان
تورو دارم تو این عالم چی کم دارم
بدونِ تو به سینه کوهِ غم دارم
برادرجان
چقدر نیزه می بینم روبروی تو
مبادا که بشه سهمِ گلوی تو
برادرجان

  • شنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 21:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران